
جان مرا ز من مگیرگر چه به بندت ام اسیرمن که به بندت ام اسیرجان مرا ز من مگیردور و ورم تنیده ایمیله به میله یک قفسچون به قفس کشیده ایجان مرا ز من مگیربلبل نغمه خوانت امگر چه به بندت ام قفسنغمه زنم ز بهر توجان مرا ز من مگیرهم نفسم یک نفس استیک نفس هم،هم نفس استمن که نفس نفس زنمجان مرا ز من مگیرعشق توام جان توامگمشده در جان تو امچون تو منی و من تو امجان مرا ز من مگیرچون قفسم تو بشکنینیست مرا راه فراردر قفس دل تو امجان مرا ز من مگیرگر تو برون شوی ز منبی دل شود این جان و تندل که بردی تو از کفمجان مرا ز من مگیردل که ز من گرفته ایتن که شده اسیر توجان مرا دگر چه سودجان مرا دگر مگیردل که ز دست عشق سرداین همه زخم خورد و دردباز می تپد ز بهر عشق توجان مرا ز من مگیر#نیما + نوشته شده در جمعه ه...
ادامه مطلب
فایل#1:http://majiddownload.com/up1/12478/1553220431.mp3...
ادامه مطلب
که هستم من نمیداننم خدایا چه هستم من نمبدانم خدایا به من دانش عطا کن تابدانم گلم من یا که روحم من خدایا به من بینش عطا کن تابفهمم زمین است یابهشت جای من خدایا به من ارامش ده تا پذیرم اسیر دست تقدیرم خدایا به من اموز اسرار عشق الهی که عشق تو بردل گیرم من خدایا رهایی بر من مسکین عطا کن که دست و پای در زنجیرم من خدایا هدایت کن مرا در راه حقت که در گمراهی مطلق نمیرم من خدایا مرا انگونه زندگانی عطا کن که هرگز بر نیاید نفیر من خدایا به نیما اموز اسرار الهی که دست در دامن تو گیرم من خدایا...
ادامه مطلب
من اگر بی کس ام و یاور و یار کلبه ای دارم در ته ابادی دور که همه ی مردم این ابادی تهی اند از حس کبر و غرور ره ابادی من فرش از جنس وفاست بر فراز قله مهر در پس کوه بلند در درون دشتی پر از اب و رها که در انجا لاله زاریست قشنگ من در این دشت قشنگ لاله ای کاشته ام و به پای این لاله سرخ ریخته ام انچه حس داشته ام در فصل جوانی و شباب اما همه شب هست پریشان خاطر من نکند باد پاییزی به وزد و در هم شکند ساقه لاله من اری اری من باید برم این لاله خویش از درون این گلزار به درون کلبه خویش سخت گیرمش در اغوش که مبادا چرخ زمان سپرد این لاله من بار دگر دست بیرحم باد خزان ...
ادامه مطلب